نامه رضا محمدحسینی به شاهدخت نور پهلوی
از پشت دیوارهای قزلحصار؛ ندایی برای آزادی، زندگی و کرامت انسانی
رضا محمدحسینی، زندانی سیاسی پادشاهیخواه، در نامهای خطاب به شاهدخت نور پهلوی از زندان قزلحصار در استان البرز، با قدردانی از تلاشهای او برای دفاع از حقوق بشر و رساندن صدای ایرانیان به جهان، وضعیت نقض حقوق بشر در زندانهای ایران را شرح داد.
آقای محمدحسینی در این نامه نوشت:
«از پشت دیوارهای سرد و بلند زندان قزلحصار، جایی که سالهاست آسمان را از میان میلهها تماشا میکنم، سخنان بانو نور پهلوی از هزاران کیلومتر دورتر به گوشم رسید؛ اما آنچنان با دردها، رنجها و آرزوهای مردم ایران پیوند داشت که گویی از دل همین سلولها برخاسته بود.
در روزگاری که سرکوب، حقیقت را هدف گرفته و استبداد میکوشد صدای آزادی را خاموش کند، هر سخنی که از کرامت انسانی، حق زندگی و آزادی ملتها دفاع کند، همچون نوری در دل تاریکی میدرخشد؛ نوری که یادآور میشود هیچ زندان، هیچ سرکوبگر و هیچ قدرتی نمیتواند رؤیای آزادی را از قلب یک ملت برباید.»
او خواهان آزادی زندانیان سیاسی شد و اضافه کرد:
«این سطور را از درون زندان مینویسم؛ از جایی که انسانهای بسیاری تنها به جرم اندیشیدن، نوشتن، اعتراض کردن و مطالبه حقوق انسانی خود در بند هستند. زنانی و مردانی که نه به دلیل ارتکاب جرم، بلکه به دلیل وفاداری به حقیقت و عشق به میهن، از آزادی محروم شدهاند. سالهای زندان به من آموخته است که دیوارها شاید بتوانند جسم انسان را محصور کنند، اما هرگز قادر نیستند اندیشه را به زنجیر بکشند. میتوان انسان را از خانه و خانوادهاش دور کرد، اما نمیتوان امید را از قلب او گرفت. امید همان نیرویی است که امروز در دل میلیونها ایرانی زنده است؛ امید به فردایی آزاد، عادلانه و انسانی.»
رضا محمدحسینی همچنین با اشاره به اعدامهای گسترده توسط جمهوری اسلامی، گفت:
«ایران امروز زخمی است؛ زخمی از سرکوب، تبعیض، فقر، بیعدالتی و خشونت. زخمی از اشک مادرانی که سالها چشمانتظار آزادی فرزندان خود ماندهاند. زخمی از خانوادههایی که کابوس بازداشت و زندان را زیستهاند و زخمی از طنابهای داری که جان فرزندان این سرزمین را گرفته و قلب ملت را داغدار کرده است. امروز جمهوری اسلامی نهتنها هزاران زندانی سیاسی، عقیدتی و مدنی را در بند نگه داشته، بلکه با سرکوب آزادیها، گسترش فقر، ایجاد هراس و محروم کردن مردم از حقوق بنیادین خود، ملت ایران را نیز به گروگان گرفته است. این گروگانگیری تنها در زندانها خلاصه نمیشود؛ بلکه در زندگی روزمره میلیونها ایرانی جریان دارد؛ مردمی که از حق انتخاب، آزادی بیان، مشارکت در تعیین سرنوشت خویش و برخورداری از آیندهای شایسته محروم شدهاند.»
این زندانی سیاسی پادشاهیخواه سخنرانی شاهدخت نور پهلوی در اسلو را یادآور این حقیقت دانست که «صدای مردم ایران همچنان شنیده میشود؛ این که مبارزه برای آزادی، عدالت و حقوق بشر مرز نمیشناسد و وجدانهای بیدار جهان باید تصمیم بگیرند که در کنار ملت ایران بایستند یا در کنار حکومتهایی که دستانشان به سرکوب، زندان و خون شهروندان معترض آلوده است.»
او «از افکار عمومی جهان، رسانههای آزاد، نهادهای حقوق بشری و تمامی انسانهای آزاده» خواست که «مردم ایران و زندانیان سیاسی را فراموش نکنند» و افزود: «سکوت در برابر رنج انسانها هرگز بیطرفی نیست. امروز، بیش از هر زمان دیگری، ایران به همبستگی جهانی برای دفاع از کرامت انسانی نیاز دارد.»
رضا محمدحسینی با تأکید بر این که «با وجود همه فشارها، محرومیتها و سالهای طولانی زندان، همچنان به آیندهای روشن ایمان» دارد، نسبت به آزادی زندانیان سیاسی و بازگشت میلیونها ایرانی از تبعید به میهن ابراز امیدواری کرد و با بیان این که «هیچ فاصله جغرافیایی نتوانسته است عشق آنان به میهن را از دلشان بزداید»، افزود: «ایران نه سرزمین مهاجرت اجباری، بلکه خانهای امن برای همه فرزندانش خواهد بود؛ خانهای که در آن آزادی، عدالت، کرامت انسانی و فرصتهای برابر، زمینهساز همبستگی ملی و شکوفایی کشور خواهد شد.»
این زندانی سیاسی تأکید کرد:
«من، از پشت این دیوارها، همچنان به طلوع آن صبح ایمان دارم؛ صبحی که ایران، سرزمین آزادی، زندگی و کرامت انسانی خواهد بود؛ صبحی که در آن هیچ فرد یا حکومتی نتواند سرنوشت یک ملت را به گروگان بگیرد و اراده مردم بر آینده کشورشان حاکم باشد.»
رضا محمدحسینی تأکید کرد:
«از بانو نور پهلوی سپاسگزارم که صدای مردم بیصدای ایران را به گوش جهانیان رساند و یادآور شد که مبارزه برای آزادی، عدالت و حقوق بشر همچنان زنده است.»
